از زبان آقای مهدی غفارزاده بخوانید:
این کتابِ مشرق الانوار که در دست دارید، اثری گرانقدر از علاّمه حاج شیخ عبدالرحیم حائری، (معروف به صاحب الفصول) است. این اثر از عارف بزرگوار و بلند مرتبه ای است که میتواند همچون چراغی پرنور، در شبهای تاریک، مسیر پرخطر معرفت اندیشی را بر عاشقان راه الی الله و عارفان معنویّت جو، روشن نمایند. اشعار سروده از عارفی است بزرگ و بی نظیر، راه پیموده و مجّرب است که در فراز قله های معرفت، چون سروی بلند قامت و در بُلندای ملکوت اعلا، چون عقابی بلند پرواز ایستاده بود، و هر آنچه که را دیگران از شوق وصل میگویند و آرزو میکنند را به عین دیده و به واقع تجربه کرده بود. برای آشنایی بیشتر با شخصیت و آثار مرحوم علامه توصیه میکنم به زندگی نامه ایشان در سایت گنجور مراجعه فرمایید.
کتاب «کلیات منظوم»، مشتمل بر دو اثر با ارزش از مرحوم علامه حائری میباشد. در بخش اول، کتاب «مشرق الانوار» که به سبک مثنوی و ملهم از کتاب مثنوی معنوی اثر گرانقدر مولانا جلال الدین رومی سروده شده و حاوی داستانها، مطالب عرفانی و اخلاقی پندآموزی است که در سالهای جوانی ایشان به رشته تحریر در آمده است. بخش دوم کتاب به نام مجمع الاسرار حاوی اشعاری عرفانی به سبکهای مثنوی، قصیده، غزل و رباعی میباشد، که عمدتاً در دوران میانسالی آن مرحوم سروده شده اند.
مشرق الانوار اسرار است این – مجمع الاسرار اخبار است ایناین کتاب، اول بار به نام «کلیات منظومِ صاحب الفصول حائری» به صورت خطاطی شده و در قطع کوچک در سال 1332 شمسی، به همت جمعی از شاگردان و دوستان آن مرحوم و پس از وفات ایشان، توسط چاپخانه تابش تهران، چاپ و انتشار یافت.
از آنجایی که اشعار آن حاوی معانی والایی میباشد و به سبک ادبیات قدیم نوشته شده است، نیاز به شرح و بسط بیشتری در مورد برخی از ابیات احساس میشد، که این کار به همت پدر بزرگوار بنده، مرحوم جناب سعید غفارزاده انجام شد و در کتابی به نام،«شرحی بر کلیات منظوم مشرق الانوار و مخزن الاسرار» در سالهای اخیر به چاپ رسید و در تیراژ محدودی در اختیار علاقمندان قرار گرفت.
جهت بارگذاری در سایت وزین گنجور که امروزه از افتخارات فرهنگ، عرفان و ادب فارسی است، لازم بود تا متن کتاب با استانداردهای تعیین شده توسط آن سایت، مجدداً تنظیم و بازنویسی شود. لازم بود تا متن با سبک ادبیات امروزی هماهنگ و در متون یا لغات عربی که ممکن است برای برخی خوانندگان مشکل باشد، اِعراب گذاری گردد تا خواندن اشعار را روانتر و ساده تر نماید.
خداوند را بسیار شاکرم تا موجباتی فراهم کرد و این حقیر را نسبت به آماده سازی و تنظیم کتاب منظوم مشرق الانوار که مشاهده میفرمایید، ترغیب و یاری نمود. بازنویسی و تنظیم این متن، پس از ماهها تلاش به سرانجام رسید و هم اکنون در سایت گنجور بارگذاری شده و در دسترس همگان قرار گرفته است. امیدوارم مورد استفاده علاقمندان و مشتاقان راه حقیقت و معرفت قرار گیرد.
تنظیم کننده: مهدی غفارزاده
فروردین ۱۴۰۵
آدرس ایمیل: mghbcn1965@gmail.com
علامه شیخ عبدالرحیم حائری، معروف به صاحبالفصول (۱۲۹۴ قمری/۱۲۵۶ شمسی – ۱۳۶۷ قمری/۲۹ مرداد ۱۳۲۷ شمسی)، عارف، فقیه، ادیب و شاعر برجستهای است که اشعار عمیق عرفانی و حکمی او اکنون در گنجور در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
او فرزند عبدالحسین بن محمدحسین و از نوادگان شیخ محمدحسین حائری اصفهانی (متوفای حدود ۱۲۶۱ قمری)، مؤلف کتاب مهم «الفصول الغرویه فی الاصول الفقهیه» است. این کتاب باعث شد خاندان او به «صاحبالفصول» شهرت یابد و لقب در نسلهای بعد نیز باقی ماند. علامه در ربیعالاول ۱۲۹۴ قمری در کربلا به دنیا آمد. تحصیلات دینی را از کودکی در همان شهر آغاز کرد و از همان سنین جوانی به سرودن شعر روی آورد و تخلص «حائری» را برگزید. استادان او در کربلا شامل ملا اسماعیل بروجردی، زینالعابدین مازندرانی و میرزا محمدهاشم خوانساری بودند. سپس ده سال در اصفهان و ده سال در نجف به تحصیل و تهذیب پرداخت. با آشفتگی اوضاع عراق در جنگ جهانی اول (حدود ۱۳۳۰ قمری) به تهران مهاجرت کرد و تا پایان عمر در این شهر به فعالیت علمی، تربیتی و عرفانی مشغول بود. مقبره او در ملک شخصیاش، کنار مسجدی به نام خودش، در خیابان کارون جنوبی تقاطع خیابان هاشمی تهران قرار دارد و زیارتگاه شاگردان و علاقهمندان است.
علامه حائری در ادبیات، فقه، حکمت، کلام، عرفان و معارف الهی دستی توانا داشت. بسیاری از معارف را از راه حس و شهود دریافته بود و به دو زبان فارسی و عربی شعر میسرود. اشعارش نه برای مسجع و مقفی بودن کلمات، بلکه برای ریختن معانی دقیق در الفاظ رقیق بود. او خود در بیتی خلاصه حالش را چنین بیان کرده است:
در جهان دل ز نعمتهای جان چیزی نبود
کز زلال آن نصیبم، جام لبریزی نبود
از نسیم شوق جانان غنچه جانم شکفت
هیچ از آن خوشتر، نسیم عشقانگیزی نبود
…
در جهان خوش آمدم، خوش زیستم، خوش میروم
شکرلله در وجودم جز خوشی چیزی نبود
کارهای حائری اسرار بود و کس نیافت
زانکه یک صاحبدلی و اهل تمیزی نبود
از دیدگاه تربیتی او، دینداری تقلیدی رایج سطحی و مایه اختلاف است و دین فلسفی نیز به دلیل اختلاف دائمی فلاسفه راهگشا نیست. او به دینداری حسی و شهودی باور داشت: تجربه شخصی و شهود راه شناخت انسان، قوانین جهان و دریافت آگاهیهای عالم معنا را میگشاید. معتقد بود علم تنها همراه با عمل ثمر میدهد و معلم باید خود پیش از تعلیم دیگران به درجه معرفت رسیده باشد. از این رو به تقلید رایج در میان برخی علما اعتقادی نداشت و توصیه میکرد هر کس تکالیف شرعی خود را مستقیماً از منابع اصیل (مانند فهرست وسائل الشیعه) تحقیق کند. او تأمین زندگی از وجوهات شرعیه را جایز نمیدانست و خود هرگز چنین نکرد؛ همین استقلال فکری باعث طرد نسبی او از برخی حوزهها شد.
او به تشکیل اجتماعات غیردولتی (آنچه امروز NGO خوانده میشود) اعتقاد داشت و جامعه «اخوان اسلامی» را با اساسنامهای دقیق تأسیس کرد که بر راستی، تقوا، اخوت دینی، نصیحتپذیری و عدم تجسس تأکید داشت. جلسات هفتگی در گروههای کوچک برگزار میشد و اداره آن دورهای بود. همچنین به ایجاد کسبوکارهای نوین، شرکتها، بانکها، استخراج معادن و صنایع توصیه میکرد — توصیهای دوراندیشانه در اوایل قرن چهاردهم شمسی.
نمونهای از آیندهنگری او نگاهش به رادیو است. در زمانی که بسیاری از روحانیون آن را حرام میشمردند، او رادیو را «نوشداروی زندگانی جاودانی» و حامل الفت و آشنایی میان بشر میدانست و مقاله بلندی درباره آن نوشت. امروز میتوان این نگاه را به کل تکنولوژی ارتباطات و رسانههای جمعی تعمیم داد.
نقش تاریخی در بقیع
یکی از برجستهترین اقدامات او مربوط به سال ۱۳۴۵ قمری (حدود یک سال پس از تخریب بارگاهها و قبور بقیع توسط وهابیون در ۱۳۴۴ قمری) است. بسیاری از مسلمانان از بیم تکفیر به حج نرفتند. علامه با حدود هزار نفر زائر از طریق سوریه رهسپار حجاز شد. در دمشق با سفیر سعودی ملاقات کرد و تضمین امنیت گرفت. پس از مناسک حج، در دو جلسه مذاکره با ملک عبدالعزیز سعودی ضمن اعتراض به تخریب قبور، خواستار ترمیم و مشخص شدن حدود قبور ائمه شد. پادشاه سعودی طی نامه رسمی (شماره ۱۱۰۲ مورخ ۲۰ ذیالحجه ۱۳۴۵) تعهد کرد قبور نظافت و تسویه شرعی شوند، دیواری برای حفاظت بنا گردد و هیچکس از زیارت شرعی منع نشود. علامه در همان سفر اقدامات اولیه ترمیم را انجام داد و دیوار کشید — اقدامی که اگر آن سال صورت نمیگرفت، ممکن بود آثار قبور مانند بسیاری از بزرگان بقیع از میان برود. این سند بعدها در روزنامه اطلاعات منتشر شد و مورد استناد قرار گرفت.
آثار منظوم
اشعار او در کتابی با عنوان «کلیات منظوم» (شامل مشرقالانوار و مجمعالاسرار / مخزنالاسرار) گرد آمده است. چاپ نخست در فروردین ۱۳۳۲ به همت جامعه اخوان اسلامی و چاپ دوم در ۱۳۹۷ به همت مرحوم سعید غفارزاده همراه با شرح و تفصیل بیشتر منتشر شد. مشرقالانوار منظومهای به سبک مثنوی و حاوی نکات عرفانی عمیق است و مجمعالاسرار دیوان قصاید، غزلیات و رباعیات. این دو اثر اکنون به همت آقای مهدی غفارزاده در گنجور بارگذاری شده و در دسترس عموم قرار دارد:
علاوه بر این، تألیفات متعددی در فقه، اصول، تفسیر، رجال، درایه، حکمت، عرفان و حتی رسالهای درباره تکلیف نماز و روزه ساکنان مناطق قطبی دارد. کتاب «حی بن یقظان» (به سبک رمان، الهامگرفته از ابنطفیل) و مجموعه مقالات «دعوت بشر به یگانگی» نیز از آثار اوست که بعدها شرح و تفسیر شدهاند.
سپاس از همت آقای مهدی غفارزاده
انتشار این آثار در گنجور مدیون زحمت و پیگیری آقای مهدی غفارزاده است که متنها، زندگینامهها و اسناد مرتبط را فراهم آورده و در اختیار قرار دادهاند و آثار را در قالب گنجور رومیزی آماده کردهاند. این کار نه تنها گنجینهای عرفانی و ادبی را زنده کرده، بلکه چهرهای کمترشناختهشده از عالمان مستقل، پیشرو و صاحبذوق معاصر را به نسل امروز معرفی میکند.
