از خاطرهٔ پدر تا نقّالی نو

نقالی نو

از زبان آقای فرزد دیباچی بشنوید:

نخستین آشنایی من با شعر فارسی از راه کتاب نبود؛ با صدای پدرم آغاز شد. در کودکی به یاد دارم که ناگهان دست‌هایش را محکم به هم می‌زد و شروع به خواندن می‌کرد. آواز نبود، اما آهنگ داشت؛ کلمات با ضرب و حرکت و احساس همراه می‌شدند. در اتاق قدم می‌زد، با دست‌هایش به شعر جان می‌داد و بیت‌ها را چنان می‌خواند که گویی ماجرا همان‌جا، پیش چشم ما، رخ می‌دهد. وقتی زندگی پرسشی پیش می‌آورد، یا دشواری و اندوهی نیاز به توضیح داشت، پاسخ او اغلب یک بیت شعر بود. شاعران کهن برای او دور نبودند؛ در زندگی روزمره حضور داشتند.
مانند بسیاری از کودکانی که در ایران درس خوانده‌اند، در مدرسه با فردوسی و شاهنامه، سعدی و حافظ آشنا شدم. اما در چهارده‌سالگی ایران را ترک کردم. در سال‌های پس از آن، مهاجرت به‌تدریج میان من و زبان و تاریخ و فرهنگ زادگاهم فاصله انداخت. پیوندم گسسته نشد، ولی چیزی ناتمام در آن باقی ماند: میراثی را عمیقاً از آنِ خود می‌دانستم که دیگر همهٔ آن را به‌درستی نمی‌شناختم.
در سال ۲۰۰۲، هنگامی که مدتی از کار در سیلیکون‌ولی فاصله گرفته بودیم، من و همسرم، راندا، بار دیگر به سوی این میراث کشیده شدیم. خواندن تاریخ، ادبیات، فلسفه و پژوهش‌های فرهنگی راهی شد برای شناختن جهانی که شاهنامه از دل آن برآمده بود. بیشتر این مطالعه‌ها به انگلیسی بود، اما مرا به خاطره‌ای فارسی بازمی‌گرداند. کم‌کم فهمیدم پدرم فقط شعر نمی‌خواند؛ آن را اجرا می‌کرد. او به شیوهٔ خودش نقّال بود.
پدرم و پدرِ او هر دو در کرمانشاه به دنیا آمده بودند. تا جایی که حافظهٔ خانواده می‌رسید، این پیوند با ایران ادامه داشت؛ با قصه‌ها و نام‌ها و یادهایی که از نسلی به نسل دیگر می‌رسید. پدرم، با شعر خواندنش، به من هم می‌آموخت ایرانی بودن چه معنایی دارد. سال‌ها گذشت تا دریابم چه چیزی از او به ارث برده‌ام.
این بازگشت برای من و راندا سفری مشترک بود. علاقهٔ او به فرهنگ ایران پرشور است و، باید اعتراف کنم، سهم غذاهای ایرانی در آن کم نیست! کمی فارسی هم می‌داند، هرچند هنوز با پیچ‌وخم تعارف دست‌وپنجه نرم می‌کند. می‌خواستیم این داستان‌ها را با هم بخوانیم. به سراغ ترجمه‌های انگلیسی رفتیم و از خواندنشان لذت بردیم، اما همچنان در پی زبانی بودیم که شور روایت و لذت بلندخوانی را نیز به ما بدهد. نگارگری ایرانی دریچهٔ دیگری گشود؛ تصویرها به داستان حرکت و حضوری می‌بخشیدند که ما را به یاد اجرای نقّال می‌انداخت. گردآوری برگ‌هایی از نسخه‌های مصور نیز بخشی از همین علاقه شد.
حدود دو دهه بعد، پس از پایان چهارمین تجربهٔ کارآفرینی‌مان، از خود پرسیدیم چالش فکری بعدی ما چه می‌تواند باشد. پاسخی که آرام‌آرام شکل گرفت، بلندپروازانه بود: ترجمهٔ سراسر شاهنامه از فارسی به انگلیسی، در قالب شعر مقفّا، با کوششی برای انتقال حرکت و نیروی روایت فردوسی. علاقه‌ای که با خاطره و مطالعه و تصویر آغاز شده بود، به کاری بدل شد که باید با همهٔ گستردگی شاهنامه روبه‌رو می‌شد.
هرچه بیشتر خواندیم و ترجمه کردیم، شخصیت‌های شاهنامه برایمان انسانی‌تر شدند. شاهان و پهلوانان با جاه‌طلبی، وفاداری، غرور، عشق، سوگ، عدالت و خیانت درگیرند. تصمیم می‌گیرند، خطا می‌کنند و گاه بسیار دیر به حقیقت می‌رسند. جهان آنان ممکن است از ما دور باشد، اما احساسات و گرفتاری‌هایشان آشناست. همین نزدیکی بود که ما را به ادامهٔ کار وا‌می‌داشت.
در این ترجمه کوشیده‌ایم روایت را با وفاداری به معنا، به انگلیسی امروز و به دور از زبان تصنعی و کهنه منتقل کنیم. قالب انتخابی ما «بیت حماسی» در سنت شعر انگلیسی است: دو سطر هم‌قافیه که داستان را پیش می‌برند. مقصودمان یافتن آهنگی در زبان مقصد بوده که خواننده بتواند آن را با لذت بلند بخواند و کشش ماجرا را حس کند. حاصل، ترجمه‌ای منظوم در سه جلد، شامل ۵۱٬۵۴۷ بیت انگلیسی و ۹۵۱ بخش است.
وب‌سایت New Naqqali، یا «نقّالی نو»، راهی است برای در میان گذاشتن این کار با خوانندگان. متن کامل ترجمه در آن رایگان در دسترس است. خواننده می‌تواند شاهنامه را از آغاز تا پایان دنبال کند، یا از داستانی آشنا وارد شود و راه خود را در جهان آن بیابد. هر بیت انگلیسی نشانی مشخصی دارد تا ارجاع دادن، گفت‌وگو دربارهٔ آن و پیشنهاد اصلاح آسان‌تر شود.
در کنار متن، یادداشت‌ها، معرفی نام‌ها و مکان‌ها، نقشه‌های داستانی، شجره‌نامه‌ها، درفش‌ها و تصویرها قرار گرفته‌اند. این‌ها از نیازهای خودمان هنگام خواندن و ترجمه برخاسته‌اند: این شخص با آن پهلوان چه نسبتی دارد؟ این سفر از کجا آغاز شده است؟ چرا این نام دوباره در داستان ظاهر می‌شود؟ برای خواننده‌ای که نخستین بار وارد شاهنامه می‌شود، پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند راه ادامهٔ خواندن را هموار کند. در بخشی دیگر، روایت‌های کوتاهی با ایموجی فراهم کرده‌ایم؛ تجربه‌ای بازیگوشانه برای بازگفتن رخدادها با نشانه‌های تصویری.
نام «نقّالی نو» از همان خاطرهٔ آغازین می‌آید. نقّال با صدا، حرکت، مکث و گاه تصویرهای پرده، شنونده را به درون داستان می‌برد. خواستهٔ ما این است که با امکانات امروز، بخشی از آن تجربه را برای خواننده‌ای در زبانی دیگر فراهم کنیم. برای من، این کار ادامهٔ راهی است که از صدای پدرم آغاز شد؛ و برای ما هر دو، فرصتی است برای شریک شدن در لذت داستان‌هایی که سال‌ها با آن‌ها زندگی کرده‌ایم.
معرفی این پروژه به خوانندگان گنجور برای ما معنایی ویژه دارد. گنجور شعر فارسی را در دسترس همگان گذاشته و امکان جست‌وجو و خواندن آن را فراهم کرده است. ما نیز در مسیر ترجمه برای بررسی و تطبیق بخش‌هایی از متن به شاهنامهٔ گنجور رجوع کرده‌ایم. اکنون امیدواریم «نقّالی نو» برای کسانی سودمند باشد که می‌خواهند این داستان‌ها را با فرزندان، دوستان یا همراهان انگلیسی‌زبان خود بخوانند؛ کسانی که شاید به میراث فارسی نزدیک باشند، اما راه ورودشان به آن از زبانی دیگر بگذرد.
از دوستداران شاهنامه و خوانندگان گنجور دعوت می‌کنیم به این وب‌سایت سر بزنند، ترجمه را بخوانند و نظرشان را با ما در میان بگذارند. اگر معنایی نادرست منتقل شده، نامی به خطا آمده یا بیتی می‌تواند روان‌تر و رساتر باشد، خوشحال می‌شویم آن را بدانیم. این کار یکی از رضایت‌بخش‌ترین تجربه‌های مشترک زندگی ما بوده است. امیدواریم خوانندگان نیز در آن همان چیزی را بیابند که ما را به شاهنامه پیوند داد: داستان‌هایی پرکشش، شخصیت‌هایی فراموش‌نشدنی و احساس حضور ایران در کلمات فردوسی.
با مهر
فرزد و راندا دیباچی
اکتبر ۲۰۲۶

وبسایت: ‎https://www.newnaqqali.com‎
متن کامل ترجمه: ‎https://www.newnaqqali.com/poem‎
ارتباط و پیشنهاد اصلاح: ‎Editor@newnaqqali.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.